پرداخت قسط پيكان بافروش نوكل!

**دوپي يك يِه سَه وَ تَه گُل بويلَه!**(سنجش يك سبد گل شقايق)

            درهياهوي زندگي پرفرازونشيب وسراسردغدغه ي ماديات بشرامروز،حس شاعري داشتن وعاطفه راپروراندن وشعرسرودن ونگرش ها ونگارش ها رابرانگيختن،موفقيتي است كه كارهركسي نيست وازاين بابت انصافا بايد به چهري دست مريزادگفت.

چهري دركشاكش كهنه ونو و رويارويي قديم وجديد بيشتر دل درگروگذشته دارد ،آنقدر كه دراين مسير،-وپا دراين گِل -،گويي ناي راه رفتن نداردآنقدر كه اين غصه همچون داغ جگرگوشه ي عزيزش بردل وشانه سنگيني مي كند.هرچند ناخودآگاه درحسرت نوشدن وپيشرفت ديگران است! حس نوستالژيك شديدي كه تاحدشكنجه آدمي رامي آزارد،دلبستگي به گذشته بدون توجه به تغييرات و واقعيتها ونپذيرفتن بخش منطقي  آن روح آدمي را متلاشي وپژمرده وپلاسيده مي كند.ماندن درخيال گذشته گاه تاآنجا پيش مي رود كه گويا نوعي دفاع شديد از عقب ماندگي وتوسعه نايافتگي است وقتي كه درنبودن وسائل كشاورزي قديمي ناله سرمي دهد.  بخشي ازارمغان زندگي نوين چشم نواز! و چشمگير! است ، ولي همه ي جنبه هاي آن مقدس وپذيرفتني نيست اماآيا پوست انداختن زندگي بشررا نبايدبه رسميت شناخت!

چرابشرغاررارهاكردوبه شهرآمد؟  چهري حق دارد اگر ازفروش نوكل (گاو جوان) براي پرداخت قسط خودروپيكان توسط كشاورز و دامدار مي مويد! كه درواقع نماد ازبين رفتن دامداري وكشاورزي وباغ داري و زندگي در روستاست اما كيست كه امروزدرخانه(حتي روستا)  مشك آب را بريخچال امرسان ترجيح دهد و حداقل در آرزوي آن نباشد و برتراكتور وكمباين وسيلو! لعنت بفرستد چون جاي چال گندم!وداس و ساير وسائل كشاورزي پيشين و... راگرفته اند.

چهري نشان داده كه گويش لكي ازپتانسيل وتوان بالايي درعرصه ي ادبيات داردوكاش نشان دهد كه مي تواند به روز و ژرف وگسترده ترشود وبه نوآوري دراين عرصه هم روي خوش نشان دهد وشايد !؟اي كاش واژه اي ويژه چون (....)چنين به كارنمي رفت هرچند مي خواهدواژگان واژگون را برنشاندوحفظ كندكه كاري سخت پسنديده است ،البته برخي واژه ها توسط عموم لك زبانان به كارنمي رود وبه منطقه ياحتي روستايي مثل چهر تعلق دارد!معلقات سبع درادبيات عرب حداقل چنين كاربردي دارند. آري موسيقي نامأنوس جاز بيگانه ، مور وگوراني وهوره راكنارزده ،  درست است كه بايد به پيشينه ي خودانديشيد وآن را نگهداشت اما آيا همه ي آن گذشته يا بخشي ازآن را؟ درست است كه باورود فناوري نوين، اخلاق وبخشي ازدموكراسي؟! دستخوش دگرگوني شده وتاحدزيادي ضعيف وحتي گاه به فراموشي سپرده شده،(الحق كه ازشدت اين غصه،ريش شاعرسفيدشده!) وعشق هاي راستين و‍‍‍ژرف كمتربه چشم مي خورد تاجايي كه بيژن امروز درچاه اسيراست و منيژه ي امروزهمچون دختران تهراني ديگرزلف وگيسوندارد! اما با همت وتلاش ايراني خردورز مؤمن بايددراين آوردگاه ارزشهاي متعالي وانساني رابه فضاي جديدمنتقل كرد كه البته كار ساده اي نيست وصدالبته كارهركسي هم نيست ،گاونرمي خواهد ومرد كهن !به شرطي كه مردكهن غرق درخيالات واوهام گذشته نشده وگاونرنيزبه جاي قسط پيكان وپرايد فروخته نشده باشد!راستي اگر گاورابه جاي قسط تراكتورفروخته باشندچهري بازهم اعتراض دارد؟


    بازگشت به خويشتن اما چگونه؟


     دريغ كه دراين آوردگاه وتلاش براي انتقال ارزشها(يي مانند خردورزي ،صداقت ،ايمان،پاكي،سلامت نفس واخلاق وپرهيزازمدح نابجا( داغ ننگي برچهره ي ادبيات) ...) ازفضاي پيشين به فضاي تازه، بدفهمي ها وبدبيني هاازيك سو و هواي نفس وتهمتها وغرض ورزي ها و شيطنتها وحتي سنگ اندازيهاازسوي ديگر گاه مانع راه پاكان و انديشمندان و دلسوزانند،دلسوزاني كه چهري آنان رانمي بينديا نبايدديده شوند!


     مگرنفرموده اند: كودكانتان رابراي روزگارخودشان تربيت كنيد!  نه براي روزگارخودتان!تربيت همان انتقال ارزشهاي راستين به نسل تازه در فضاي نوين است كه برخي از ما غافلانه  تنها درحسرت روزگار گذشته ي خويشيم. بازي ها ابزارندبراي انتقال ارزش ها ، ومهم ارزشهايند . باآن بازي نشد بااين بازي...


          بازيهاي شيرين سنتي سرشارازصفاوصميميت وسبب تقويت روابط انساني واجتماعي كودكان ونوجوانان وجوانان درهجوم آتاري و...نابودشدند(ونسلي فاقدتعاملات جدي وروابط گسترده ي اجتماعي وسالم پرورانده) و براي احياي آن بازيها ياجايگزيني چيزهايي مانندآن براي تقويت انسانيت بايدانديشيد! شيفتگي نسبت به شرائط جديد (كه گاه دل وخردژرف نگرومومن را  راضي وسيرنمي كندو آش دهن سوزي نيست)هم حاصلي ارزشمندنخواهدداشت .اگرنسنجيده مي تازيم ،مي بازيم و زود خواهيم گفت : تاختيم وباختيم!


      نمي شود هم خدا وهم خرما!   هم امكانات نوين و  هم همه ي بازيها وشرائط وامكانات گذشته!     هرتمدني اقتضائات وشرائط وقابليتهاي ويژه ي خودرادارد حتي درمواردي امكان التقاط ومونتاژ بخشهاي گوناگون چند تمدن باهم وجودندارد.كوچه هاي تنگ وآسفالته باخانه هاي كوچك وشيشه اي  اجازه ي برخي بازيهاي سنگي وسنگين وشلوغ وپرجست و خيز را نمي دهد ديگر براي بازي پلان وهلان وگولووان ! بايد به بيرون ازشهر رفت!آيااصولا به اين نوع بازيها نيازاست؟

انسان سنتي امروز به سبب خودناشناسي وزمان ناشناسي غافلگيرشده ودرهجوم مدرنيته بخشي از سرمايه هاي خودرا بربادداد.امام صادق(ع)فرمود :انسان زمان شناس غافلگيرنمي شود(العالم بزمانه لاتهجم عليه اللوابس)،ولي ماچراغافلگيرشديم!وبرخي سرمايه هاي عزيز زندگي راازدست داديم و مي دهيم؟آيا بايد به زندگي نوين يكسره سربسپاريم؟فرهيختگان باتكيه برهويت ديني وملي  قدري از كاستي هاي زندگي مدرن برايمان بگويندتاقدري ازاين شيفتگي نسبت به زندگي مدرن(بدون ارزشهاي راستين) كوتاه بياييم!


باشدكه روزي مهمان خانه ي چهري شويم تامهمان نوازي اش راببينيم چون قسم مي خوردمهمان نوازاست.


باري ،همت واحساس وتلاش هايي چنين ،سزاوارحمايت وپشتيباني مردم ودست اندركاران وتمامي كساني است كه دغدغه ي حفظ وتعالي هويت ملي وديني خودرادارند. اميدكه درخانه ي هرلكي( يك سبدگل شقايق )باشد!                                              .                                             مراددولتياري15/11/89                                                                                                  


 

نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389 ساعت 16:58 موضوع اندیشه | لینک ثابت